محمد ابراهيم سبزوارى

44

شرح گلشن راز ( فارسى )

داده‌اند كه : « خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ » . نيست كسى كه از آنها سؤال نمايد كه پيش از ايجاد عالم زمانى نبوده - چرا كه زمان انتزاع از تغيّر و تجدّد حركت افلاك « 12 » است ، و افلاك جزو همين عالم است ، و فرض آن است كه هنوز عالم معدوم است ، « و المعدوم المطلق لا تأثير فيه و لا إشارة اليه عقلا و حسا و خيالا » . و اگر مثل « معتزله » بگويند : زمان موهوم انتزاع از بقاى واجب [ مىگردد ] ، آن هم « 13 » غلط محض است ، به جهت آنكه او ثابت و مجرّد و بسيط [ است ] ، و اين تغيّر و تجدّد هيچ مناسبت به حق تعالى ندارد . اين است كه حقّ متعال « 14 » خود در حق ايشان مىفرمايد : « وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ » . يعنى به دست جلال ، انفاق رزق بر روحانيان مثل عقول كلّيّه كه آنها « 15 » مشعر صفات جلالند نمايند ، و به دست جمال انفاق بر باقى ديگر كه تمام مظهر صفات جماليّه‌اند . و مراد به « ستّة ايّام » واقع در آيه‌ى شريفه ، شش مراتب وجود است ، كه عبارت از قوس نزول باشد از مرتبه‌ى احديت به سوى واحديت ، و از او به سوى لاهوت و از او به جبروت و ملكوت « 16 » و ناسوت كه امتثال امر « اهبطوا بعضكم لبعض عدو » است . همه يك چيز شد پنهان و پيدا اولا بايد دانست كه بين موجودات « 17 » دو فرق است : يكى به شدت و

--> ( 12 ) . شا : فلك ( 13 ) . پا : ( آن هم ) را ندارد . ( 14 ) . شا : تعالى ( 15 ) . پا : ( آنها ) را ندارد . ( 16 ) . پا : به جاى عبارت ( واحديّت و از او به سوى لاهوت و از او به جبروت و ملكوت ) آمده است : ( جبروت و از او به ملكوت و لاهوت ) . ( 17 ) . پا : وجودات